برادر  چراغ خان احمد محمودی(بابادی) چه کسی بود.

برادر چراغ خان احمد محمودی(بابادی) چه کسی بود.

چراغ خان احمد محمودی(بابادی) در چه مناطقی مالک و حاکم بوده است

 چراغ خان احمد محمودی(بابادی) در چه مناطقی مالک و حاکم بوده است

اولاد چراغ خان احمد محمودی (ملاآدینه )

اولاد چراغ خان احمد محمودی (ملاآدینه )(سردارنادرشاه)

فرزندان اسدالله خان عکاشه (داماد بزرگ چراغ خان احمد محمودی بابادی):

( ایشان بسال ۱۲۱۸ ه ق در گذشته )موسی خان ـ علیمیرزاخان ـ محمدفتح الله خان ـ آقامحمد خان ـ احمدخان

که چهار فرزند اول مادرشان دختر شاهعلی از طایفه مویی عکاشه بوده  

و مادراحمدخان دختر چراغ خان احمد محمودی بابادی بوده .

 

شجره نامه ملاآدینه مستوفی (چراغ خان) احمدمحمودی طایفه بابادی باب

شجره نامه ملاآدینه مستوفی احمدمحمودی فاتح قلعه قندهار

اتابک زینل-اتابک محمود-اتابک احمد-اتابک محمد-اتابک صالح خان- اتابک باورخان - اتابک محمد خان - اتابک احمد خان - اتابک خان - شاسب خان - شاه حسین خان بزرگ - آشا علی خان - عبدالخلیل خان - محمد خان - گزی خان - هاشم خان - ملاآدینه مستوفی (چراغ خان) فاتح قلعه قندهار

ملاآدینه مستوفی احمدمحمودی ملقب به چراغ خان احمد محمودی

اززمره نامداران طایفه بابادی باب تیره احمدمحمودی ملا آدینه مستوفی جماعت بختیاری درسپاه نادرشاه افشار است واحفاد او جملگی مسلک سنتی ملایی را به وجه موروثی تادوره معاصرحفظ کرده بودندوعبارت ملا دربختیاری به کلانتران دارای دانش قرائت وکتابت گفته می‌شود. منشی مخصوصنادرشاه محمدکاظم مروی ازسیره واومیگوید که چون نادرشاه ازتسخیزقندهاربه علت استحکامات دفاعی شهرومقاومت غلیجاییان عاجزماند ملا آدینه به نمایندگی ازجماعت بختیاری به حضورشاه رفت: «ازجماعت بختیاری، ملا آدینه نام مستوفی که نویسنده جماعت مذکوره بود، آن نیز با جمعی ازطایفه بختیاری داوطلب گشته، و استدعای آن امر خطیر نمود. امیر گیتی ستان، از تعهد ملا آدینه تعجب زیاد نموده، فرمود که: «تو مردی ملایی، نویسنده می‌باشی. چنین امر خطیر پیشنهاد خاطر نمودن، سر و جان درمعرض تلف [نهادن] است، و تو را به جنگ و جدال کاری نباشد!» ملا آدینه مذکور گفت: «کار جهانیان به ملا و نویسنده برپاست. انشاءالله تعالی دلاوری مرا ملاحظه خواهی فرمود.» چون صاحبقران دوران [آن] مرد مردانه را مصمم قتال دید به رخصت آن مرد فرمان داد..  [و بعد تخصیص علامت نمودکه علامت نشان داد چراغ بود] به مجرد استماع تیر و تفنگ، باید جمع نامداران و دلاوران چون شیر و پلنگ کمین گاه بیرون آمده، و نردبانها را بر دوش گرفته، به هیئت اجتماعی یورش به قلعه آورده، به نیروی اقبال ابدمآل به تصرف اولیای دولت دیر بنیاد درآورند... اول کسی که از بختیاریان نردبان را بدان برج نصب نمود، و قدم مردانگی بدان نهاد ملا آدینه مستوفی بختیاری (از طایفه بابادی باب)بود، که چون شیر خشم آلود، به یک دست تیغ برهنه، و به یک دست دیگر سپر فراخ دامن بر سر کشیده، چون شاهین گرسنه خود را بر بالای بروج گرفت...»

 

به دنبال فتح قلعه قندهارمروی درادامه ازتشویق وواعطای صله پادشاه وواکنش ملاآدینه نقل می‌کند: «..[سرانجام ] قندهار به تصرف درآمد، و امیر گیتی ستان غنیمت آنها را بر جماعت داوطلب بخشیده مزاحمت به احوال احدی نرسانید؛ و بعد از تسخیر آن قلعه حسب الزمان قضا جریان، به احضار طایفه داوطلب فرمان داد در ورود آن جماعت اموال و غنایم بسیار و خزاین بیشمار که از اهل آن حصار اندوخته نموده بودند، در حضور صاحبقران حاضر بود. به هر یک از آن نامداران از اقشمه و نقد علی‌حده انعام می‌فرمود، که در آن محل کیسه‌ای زر که بسیار بزرگ و به وزن سنگین بود، سر آن را مسدود نموده بودند و به انعام ملا آدینه شفقت فرمود آن مرد هنرپیشه سجدات صاحبقرانی را به عمل آورد، کیسه را بر دوش خود کشید، به مکان خود نقل نمود. چون سرکیسه را گشود، همگی آن زر سرخ بود؛ و به عدد دوهزار اشرفی دو مثقال و نیمی سکه شاه جهان بود. ملا آدینه را از گشودن و دیدن آن زر سرخ حیرت دست داده، مجدداً به حضور اقدس آمده، چگونگی آن وجه را به پایة سریر عرش نظیر عرض کرد. صاحبقران فرمود که: هرگاه آن کیسه تمام جواهر قیمتی است، ما به تو ارزانی داشته‌ایم؛ و مضاعف آن کیسه‌ای دیگر زر سفید که پنجاه تومان بود، عطا فرمود؛ و هر یک از نامداران و دلاوران رابه نوازشات شاهانه مفتختر و سرافراز گردانید.»

 

فتح قندهار به فرماندهی علی صالح خان بختیاری

   در جنگ سرنوشت ساز نادرشاه با افغانها چندین هزار نفر از سواران بختیاری به فرماندهی علی صالح خان حضور داشتند.  تاریخ نویسان از فتح قندهار به عنوان واقعه مهمی در تاریخ ایران یاد می کنند که باعث شکست نهایی مهاجمان گردید. هنگامی که نادرشاه به قندهار لشگر کشی می کند، به دلیل استحکام قلعه قندهار و مقاومت شدید افغانها نمی تواند قلعه را تصرف نماید، بنابر این به محاصره آن می پردازد که حدود 15 ماه به طول می انجامد. سرانجام بختیاری ها که از طولانی شدن جنگ خسته شده بودند، شبانه بدون اطلاع نادر اجتماع می کنند و هم پیمان می شوند که قلعه قندهار را فتح نمایند و طبق یک رسم قدیمی ایلی، سگی را کشته و دفن می کنند به این معنا که اگر کسی پشت به جنگ کند، قبر این سگ به منزله اموات او خواهد بود.3 صبح روز بعد متفقاً به قلعه حمله می برند و با رشادت و دلیری کم نظیر خود آن را فتح می کنند. (سال 1150 ه.ق) در تاریخ آمده است که نادرشاه ابتدا از این اقدام بختیاری ها که بدون اطلاع وی انجام گرفته بود ناراحت شد: «اما منشی وی میرزا مهدی خان با ساختن این دو بیت دلتنگی نادر را از بین برد:

                    تو مپندار که  بختیاری کرد       حق مدد کرد و بخت یاری کرد

                    شـاه ایـران  و نـادر دوران        خاک  بر فرق  قندهاری کرد»4

      به روایت تاریخ جهانگشای نادری چهار هزار نفر از دلیران بختیاری به برج های قلعه حمله برده و آنها را تصرف کردند و بیرق پیروزی را در آنجا برافراشتند.5

     مؤلف کتاب فارسنامه نیز جریان فتح قندهار را این گونه نوشته است: در سال 1149 ه.ق نادرشاه افشار با قشون از پیاده و سوار عزیمت فتح قندهار نمود و در جانب شرقی قندهار موکب شاهی فرود آمد... بعد از ملاحظه معلوم داشت که استحکام قلعه و شهر قندهار به نوعی است که فتح آن به زودی ممکن نیست امر کرد نادر اطراف شهر چندین برج بپا داشته و راه آمد و شد شهر را مسدود نمودند آنگاه شهری در برابر قندهار بنیاد نمودند و بازار و مساجد و سایر ابنیه شهری درآنجا بساختند واندک زمانی شهر عظیم شد و آن را موسوم به نادر آباد نمود چون زمان محاصره به طول انجامید باعث انزجار خاطر شهریاری شده به خیال یورش افتاد درشب بیست و دوم ماه دیقعده سال 1150 هق جماعتی بختیاری افاغنه ابدالی و اکراد خراسان را مأموربه یورش فرمود ایشان متفقاٌ به شهر حمله بردند اما از ایشان کاری پیش نرفت دویست نفرشان کشته شد و مابقی به نادرآباد مراجعت کردند. عید نوروز یونت ئیل درسلخ ماه ذیقعده اتفاق افتاد و شاهنشاه ایران به یکباره ازفتح قندهار مأیوس شد. آن چهارهزار نفر بختیاری که در اردوی نادری بودند از واقع باخبر شده فتح قندهار را وجهه همت خود ساختند، در روز دوم ذیحجه به صورت واحد به شهر قندهار حمله برده و بعد از جزئی زد وخورد قلعه قندهار را مسخر نمودند.6

    «در کتاب تاریخ ایران نوشته حسن پیرنیا آمده است: بختیاری های همراه نادر یکی از برج های شهر را به حمله گرفتند و قندهار در 23 ذی الحجه 1150 از پا درآمد»7. همچنین در تاریخ تحولات سیاسی اجتماعی ایران در دوره های افشاریه و زندیه ذکر گردید: «محاصره قندهار 15 ماه طول کشید (‌شوال سال 1149ـ دی الحجه سال 1150) و سرانجام به همت مردان دلاور بختیاری یکی از برج های مهم به نام د ده سقوط کرد و به دنبال آن همه شهر به تصرف قوای ایران در آمد.»8

      اوژن بختیاری می نویسد: علی صالح خان و بختیاری ها در حمله نادرشاه به هند نیز شرکت داشتند و در آنجا نیز با رشادت و دلیری نبرد کردند و اسماعیل خان برادر علی صالح خان به همراه جمعی از بختیاری ها در هند ماندگار شد و هنوز هم نوادگان آنها در پیشاور اقامت دارند و از خانواده های مهم آن دیار هستند که به بختیاری معروف می باشند.9 درمنابع تاریخی همچنین از رشادت های «ملاآدینه مستوفی بختیاری(احمدمحمودی طایفه بابادی)که در جریان فتح قندهار بیرق دار سپاه بود، یاد شده است. نادرشاه به پاس رشادت های بختیاری ها در کسب این پیروزی ارزشمند که در تاریخ ایران ماندگار شد، هدایای فراوانی به آنها اعطاءکرد و مناطقی را در نقاط مختلف کشور از جمله منطقه «پشتکوه بختیاری» را به علی صالح خان و منطقه میهه را به ملاآدینه مستوفی احمدمحمودی اعطاء نمود. وهمچنین طی فرمانی وی را رتبه خانی و سرداری سپاه داده و بعنوان رئیس ایل هفت لنگ بختیاری معرفی می کند.

 

   در کتاب «بختیاری در آیینه تاریخ» نوشته پروفسور گارثویت، آمده است: «علی صالح خان در رکاب نادر در جنگ قندهار شرکت داشت و رشادت های زاید الوصفی از خود نشان داد، نادر سه رقم به نام علی صالح خان در ماه جمادی الاول 1159 ه ق. (برابر با می و جون 1746 م) صادر کرد در این فرامین و احکام دوره افشاریه نشان می دهد که علی صالح خان فرماندهی سواره نظام بختیاری را داشت و همچنین کوه مالی بختیاری و املاکی در خراسان نیز در تیول او قرار گرفته بود... پروفسور گارثویت که تحقیقات گسترده ای در تاریخ بختیاری داشته است در جای دیگر می نویسد: «در قرن هجدهم نادرشاه، علی صالح خان از طایفه «زراسوند» را به لقب سرداری مفتخر کرد... علی صالح خان برای اولین بار عنوان خان و سردار را به خود اختصاص داد.»11

   در همان منبع ذکر شده است: علی صالح خان، در سال 1163 هق /1750م وفات یافت»12 و در سرپیر دشتک در جوار «امامزاده خاتون حلب» به خاک سپرده شد. منطقه دشتک علاوه بر اینکه در تیول وی بود، جایگاه اصلی علی صالح خان بختیاری نیز به شمار می رفت و سرانجام وی در این منطقه وفات یافت و برخی نوادگان وی (شاخه ای از خوانین بختیاری) نیز در دشتک سکونت یافتند. سنگ قبر تاریخی علی صالح خان تا چندین دهه قبل در کنار امامزاده خاتون حلب سرپیر وجود داشت اما در هنگام بازسازی احتمالا درون دیواره ها یا زیر بنا قرار داده شده است. 

      پس از نادرشاه جانشینان وی نیز از جمله شاهرخ میرزا فرمان هایی به علی صالح خان صادر کردند(1163 هق.)و آزادخان از سرداران نادرشاه نیز در فرمانی خطاب به ابدال خان آورده است: «حکومت پشتکوه به نحوی که سابق با مرحمت پناه والد عالیجاه مشارالیه بوده سرافراز و بین الاماتل ممتاز فرموده مواجبی که در ایام خاقان رضوان مکان در وجه محال مزبور مقرر بوده در وجه عالیجاه مشار الیه بر قرار نمودیم» و از وی تحت عنوان «امیر بختیاری و ضابط چهارمحال» نام می برد13 بعد از دوره افشاریه، نیز اسنادی از دوره زندیه در منابع تاریخی موجود است. که نشان می دهد کریم خان زند و جانشینان وی فرمان هایی خطاب به علی صالح خان و فرزندش ابدال خان صادر کردند. همچنین جانشین وی صادق خان زند نیز در فرمانی تصریح کرده است «برات و حواله محال پشتکوه به حبیب اله خان داده شود همانگونه که سابق به پدر وی(ابدال خان) داده شد.»14.  این اسناد بیانگر انتقال منطقه پشتکوه(منطقه دشتک) به ترتیب از علی صالح خان به فرزندان و نوادگان وی و اهمیت این منطقه برای خوانین و حاکمان بختیاری بوده است.